دوست دارم گاهی آزارت دهم
ای که آزردی مرا با رفتنت
ای که ترسیدی اگر عاشق شوی
عشق آرد یک بلایی بر سرت
رفتی و در قاب یادم همچنان
می درخشد چشم های روشنت
می زند آتش به شعر دفترم
یاد آن رفتار گنگ و مبهمت
رفتی و مانده ست بر ایوان دل
جای پاهای تو مثل شبنمی
رفتی و من مینویسم باز هم
مانده بر قلبم شرار ماتمی

